دیکشنری فارسی

artery

UKɑːtəriː US'ɑ:tərı

معنی فارسی

شريان رگ جهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/ärt´ǝrē/n., pl.

● (کالبدشناسی) سرخرگ، شریان، شاهرگ، رگ جان

arteries carry blood from the heart to the entire body

سرخرگ‌ها خون را از قلب به همه‌ی بدن می‌رسانند.

● شاهراه، راه حیاتی، راه یا آبراه اصلی

the place where the three main arteries of south Tehran meet

جایی که سه شاهراه اصلی جنوب تهران به هم می‌رسند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a blood vessel that carries blood from the heart to the body
  2. a major thoroughfare that bears important traffic

واژه‌های دیگر با معنی «شريان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن