دیکشنری فارسی

articulated

UKɑːtikjuleitid USɑ:'tıkjə'leıtəd

معنی فارسی

شمرده تلفظ کردن مفصل دار کردن شمرده سخن گفتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. consisting of segments held together by joints

مترادف‌ها

adjective
See articulate.

واژه‌های دیگر با معنی «شمرده تلفظ کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن