artifact
UKɑːtifækt
US'ɑ:tə'fækt
معنی فارسی
اثر تصنعي
معنی کامل و مثالها
/ärt´ǝ fakt´/n.
● چیزی که توسط انسان ساخته شده است (به ویژه ابزار و ظروف و جنگ افزارهای انسان اولیه)، دست ساخت، مصنوع، دست ساز
gold and silver artifacts found in a prehistoric tomb
ابزار زرین و سیمین یافته شده در یک قبر ماقبل تاریخ
● (بافت شناسی - مواد یا عوامل خارجی که تصادفا با چیزی که مورد پژوهش و بازبینی میباشد مخلوط شده است) ورساخته
تعریف انگلیسی
noun
- a man-made object taken as a whole