artillery piece معنی فارسی قبضه توپخانه جنگ افزار توپخانه واژههای دیگر با معنی «قبضه توپخانه» base piece توپ اصلي، توپ مبنا، قبضه مبنا (توپخانه) section chief رئيس قبضه، فرمانده رسد، فرمانده قبضه (توپخانه) fire unit يکان آتش، يکان تيراندازي کننده، قبضه پدافند هوايي