artiness معنی فارسی هنرمندي زيرکي مکاري. واژههای دیگر با معنی «هنرمندي» chiaroscurist هنرمندي که سياه قلم کار ميکند، سياه قلمکار. artistry استعداد هنرپيشگي، استعداد هنري، هنرمندي. dexterities مهارت، استادي، زبردستي knacks مهارت، استادي، زبردستي proficiencies مهارت، استادي، زبردستي skill مهارت، استادي، زبردستي sleights مهارت، استادي، زبردستي ingenuities هوش، امادگي براي اختراع، کارداني ingenuity هوش، امادگي براي اختراع، کارداني animator الهام بخش، پوياگر، جانبخش