دیکشنری فارسی

as (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/az/adv., conj., pron., prep.

● همان قدر، متساویا

I am just as happy at home

در خانه هم به همان اندازه شادم.

● مانند، مثل، همچون

a card game, as poker

بازی ورق، مانند پوکر

it flew straight as an arrow

مانند پیکان، راست پرواز کرد.

● در، با

chess as contrasted with backgammon

شطرنج در مقایسه با تخته نرد

● همان طور که، همان جور

do as you are told!

همان طور که به تو گفته شده عمل کن‌!

as you can see, the horses are tired

به طوری‌که مشاهده می‌کنید اسب‌ها خسته‌اند.

● در حین، همان وقت

she laughed as she spoke

در حین حرف زدن خندید.

● چون

as you object, I won't go

چون مخالفی، نخواهم رفت.

● که

your question is so obvious as to need no reply

پرسش شما آن‌قدر واضح است که نیازی به پاسخ ندارد.

● باوجود آن‌که، علیرغم

tall as he was he couldn't reach the ceiling

با وجود آنکه قد بلند بود دستش به طاق نمی‌رسید.

● هنگامی که، وقتی که

as I was entering the room...

هنگامی که داشتم وارد اتاق می‌شدم...

* as ... as

برای نشان دادن همسانی به کار می‌رود

he is as tall as his father

او هم قد پدرش است.

as heavy as an elephant

هم وزن فیل

as many as you want

به تعدادی که می خواهید

as much as ...

هر مقدار که ...

* as for

و اما، در مورد

as for me ...

تا آنجا که مربوط به من می‌شود، در مورد من ...

* as if

1- گویی، چنانچه گویی، مثل اینکه

she looked at me as if I were mad

به من آنچنان نگاه کرد که گویی دیوانه‌ام.

2- که

it seems as if she is always complaining

به نظر می‌رسد که او همیشه شاکی است.

* as is

(امریکا - عامیانه) همان‌طور که هست (بیشتر در مورد کالای صدمه دیده)

this radio is sold as is

این رادیو به صورتی که هست به فروش می‌رسد.

* as it were

ظاهرا، چنانکه گویی

* as I understand it

تا آنجایی که من می‌فهمم

* as of

(در مورد زمان) تا، در، از

as of yesterday

از دیروز

we must vacate the house as of September 10

باید خانه را تا دهم سپتامبر تخلیه کنیم.

* as though

رجوع شود به: as if

* as to

درباره‌ی، در مورد

as to what goes on inside the brain, that I must leave to the next chapter

درباره‌ی آنچه در داخل مغز روی می‌دهد درفصل بعدی صحبت خواهم کرد.

* as you like (wish)

هر جور که دلتان بخواهد، به میل شما

* as you sow, so shall you reap

هرچه بکاری همان سبز می‌شود، هرکه نان از عمل خویش خورد

* such as

مثل، مانند، مثلا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن