دیکشنری فارسی

ascensive

معنی فارسی

بالا رونده پيش رونده

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ sen´siv/adj.

● صاعد، بالارو، فرازنده، فرازگر، طالع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tending or directed upward “rooted and ascendant strength like that of foliage"- John Ruskin”

واژه‌های دیگر با معنی «بالا رونده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن