دیکشنری فارسی

asinine

UKæsinain US'æsə'naın

معنی فارسی

خري نادان خر

معنی کامل و مثال‌ها

/as´ǝ nīn´/adj.

وابسته به خر، الاغ مانند

احمق، نابخرد، بی‌شعور

احمقانه، نابخردانه

what an asinine thought!

چه فکر احمقانه‌ای‌!

مترادف‌ها

adjective
1. Of an ass, ass like.
2. Doltish, stupid, blockish, foolish, senseless, dullard, duncical, duncish, dunderheaded, thick headed, thick skulled, muddle brained.

واژه‌های دیگر با معنی «خري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن