دیکشنری فارسی

asper

US'æspə

معنی فارسی

اسپر

معنی کامل و مثال‌ها

/as´pǝr/n.

● اسپر (سکه‌ای که سابقا در ترکیه و مصر رایج بود)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'as', from 'aes' (bronze).

مثال

  • In ancient Rome, the asper was a common form of currency.
  • The value of goods was often measured in aspers.
  • He paid five aspers for the item.

ترکیب‌های رایج

Unit of currency Form of currency Value in aspers Pay in aspers

تعریف انگلیسی

noun
  1. 20 aspers equal 1 kurus in Turkey

واژه‌های دیگر با معنی «اسپر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن