aspiratory
معنی فارسی
وابسته به دمزني تنفسي وابسته به مکيدن مکشي مکشگري
معنی کامل و مثالها
/ǝ spī´rǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به دمزنی، تنفسی، وابسته به مکیدن، مکشی، مکشگری
وابسته به دمزني تنفسي وابسته به مکيدن مکشي مکشگري
/ǝ spī´rǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به دمزنی، تنفسی، وابسته به مکیدن، مکشی، مکشگری
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن