دیکشنری فارسی

ass (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/as/n.

● (جانورشناسی) خر (از تیره‌ی Equidae)، خر وحشی (Equus asinus)، الاغ

● آدم احمق، بی‌شعور، بی خرد

don't be an ass!

خر نباش، خر نشو!

* to make an ass of (oneself)

خریت کردن، الاغ بازی درآوردن، حماقت کردن

he made an ass of himself

خیلی الاغ بازی درآورد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن