دیکشنری فارسی

assignable

UKəsainəbl

معنی فارسی

حواله کردني ، واگذاردني ،

قابل تعيين يا تخصيص

معين ، مشخص ، معلوم

تعریف انگلیسی

adjective
  1. legally transferable to the ownership of another “negotiable bonds”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن