assignants معنی فارسی اسکناس واژههای دیگر با معنی «اسکناس» folding money اسکناس، پول کاغذي. paper currency اسکناس، پول کاغذي. bank notes اسکناس bank of issue بانک ناشر اسکناس banknote اسکناس (درانگليس) odd money يک اسکناس 10 ريالي assignat اسکناس (در شورش فرانسه) long green (ز.ع.- امر.) اسکناس پشت سبز، دلار کاغذي پشت سبز. treasury note اسکناس صادره از طرف خزانه . fiver اسکناس پنج ليره اي ياپنج دلاري، ضربه اي که برابرباپنج ضربه