assion معنی فارسی گماردن نسبت دادن. واژههای دیگر با معنی «گماردن» manning the rail گماردن پرسنل به دور ناو يا وسيله براي، انجام تشريفات (دريايي) duty assignment ارجاع شغل، واگذار کردن وظيفه، گماردن به خدمت put on (vi & vt) :تحميل کردن، گذاردن، صرف کردن