دیکشنری فارسی

asteriated

معنی فارسی

متشعشع، پرتودار، داراي اشعه ء ستاره مانند.

بلوري که در اثر تابش نورطرحهاي ستاره مانند

ظاهر ميسازد

معنی کامل و مثال‌ها

/as tir´ē āt´id/adj.

● ستاره گون، ستاره شکل، دارای شکلی متشکل از چندین شعاع، پرتودار، پرتافتی

● (کان‌شناسی) بلوری که در اثر تابش نور طرح‌های ستاره مانند در آن ظاهر می‌سازد

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Latin word 'aster' (star).

مثال

  • The night sky was filled with asteriated diamonds.
  • The artist created an asteriated design on the ceiling.
  • The gemstone had an asteriated effect when viewed under certain lighting.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of some crystals especially gemstones) exhibiting asterism “Pertains to noun: asterism”

واژه‌های دیگر با معنی «متشعشع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن