asteriated
معنی فارسی
متشعشع، پرتودار، داراي اشعه ء ستاره مانند.
بلوري که در اثر تابش نورطرحهاي ستاره مانند
ظاهر ميسازد
معنی کامل و مثالها
/as tir´ē āt´id/adj.
● ستاره گون، ستاره شکل، دارای شکلی متشکل از چندین شعاع، پرتودار، پرتافتی
● (کانشناسی) بلوری که در اثر تابش نور طرحهای ستاره مانند در آن ظاهر میسازد
ریشه و کاربرد
Adjective
Having star-like shapes or patterns.
ریشه
From the Latin word 'aster' (star).
مثال
- The night sky was filled with asteriated diamonds.
- The artist created an asteriated design on the ceiling.
- The gemstone had an asteriated effect when viewed under certain lighting.