دیکشنری فارسی

asymptomatic

معنی فارسی

بدون علامت، بدون نشانه ء مرض.

معنی کامل و مثال‌ها

/ā´simp tǝ ma´tik/adj.

● (پزشکی) بیماری فاقد نشانه‌ی پیش آگاه‌ساز، بیماری بی‌نشانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having no symptoms of illness or disease

واژه‌های دیگر با معنی «بدون علامت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن