asymptomatic
معنی فارسی
بدون علامت، بدون نشانه ء مرض.
معنی کامل و مثالها
/ā´simp tǝ ma´tik/adj.
● (پزشکی) بیماری فاقد نشانهی پیش آگاهساز، بیماری بینشانه
تعریف انگلیسی
adjective
- having no symptoms of illness or disease