دیکشنری فارسی

asynchronous computer

UKeisiŋkrənəskəmpjuːtər

معنی فارسی

نوعي از کامپيوتر که در آن هر عمل در

نتيجه سيگنالي که از تکميل عمل قبلي

حاصل مي شود و يا در اثر اعلام آمادگي

وسيله لازم براي عمل بعدي آغاز مي شود

کامپيوتر ناهمگام

کامپيوتر غير همزمان

واژه‌های دیگر با معنی «نوعي از کامپيوتر که در آن هر عمل در»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن