دیکشنری فارسی

asynchronous transmission

UKeisiŋkrənəstrænzmiʃən

معنی فارسی

اطلاعات در فواصل زماني بدون قاعده و

نامنظم به وسيله قراردادن يک بيت شروع

قبل از هر کاراکتر و يک بيت خاتمه پس

از آن انتقال مي يابند

انتقال غيرهمزمان

مخابره ناهمگام

مخابره غير همزمان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن