at (1)
معنی کامل و مثالها
/at, ǝt/prep.
● (حرف اضافهایکه نشانگر مکان ثابت است)
● در، بر، نزدیک
at my office
در ادارهی من
at the edge of town
در مرز (کنار) شهر
● به، به سوی
look at her!
به او نگاه کن!
to swing at the ball
(با چوگان) به توپ ضربه زدن
don't shout at me!
سر من داد نزن!
● از
come in at the front door
از در جلو وارد شوید.
get the facts at their source
واقعیتها را از سرچشمهی آنها بگیر.
● حاضر
present at the party
حاضر در مهمانی
● مشغول
he is at work
سر کار است.
● در حال
at war
در (حال) جنگ
at a gallop
در (حال) چهار نعل
● به واسطهی، در پاسخ
terrified at the sight of the corpse
وحشتزده در اثر دیدن جسد
to smile at a remark
در جواب گفتهای لبخند زدن
● بنابر، طبق
at her direction
بنابر دستور او
● در مورد
he is good at tennis
تنیس او خوب است.
● (مقدار و درجه و قیمت و غیره) به نرخ، به میزان
at twenty miles an hour
با سرعت بیست مایل در ساعت
at ten tomans each
(به نرخ) دانهای ده تومان
● از فاصلهی
visible at one farsang
قابل رویت از یک فرسنگی
● در هنگام، زمان
at five o'clock
در ساعت پنج
at forty-five
در چهل و پنج (سالگی)
it happened at night
در هنگام شب اتفاق افتاد.
* at last
بالاخره، بعد از همه این حرفها
* at once
فورا