at a great rat معنی فارسی بسيار تند بسرعت زياد واژههای دیگر با معنی «بسيار تند» prestissimo بسيار تند hypernoea دم زدن بسيار تند، تنفس سريع precipitous پرتگاه وار، بسيار سراشيب، بسيارتند potent توانا، قوي، مقتدر