at the first blush معنی فارسی در نظر اول در نخستين وهله واژههای دیگر با معنی «در نظر اول» primafacie در نظر اول، در بادي امر، قابل قبول prima facie در نظر اول prima-facie evidence مدرک به ظاهر قاطع، مدرک محمول بر صحت، مدرکي که در صورت تکذيب يا توضيح طرف first world جهان اول، کشورهاي کنوني سرمايه داري، پيشرفته از نظر اقتصادي