atom samshing معنی فارسی انفجار اتمي واژههای دیگر با معنی «انفجار اتمي» atomic time زمان انفجار اتمي atom samsher دستگاه انفجار اتمي early time زمان حداقل انفجار اتمي، زمان اوليه انفجار اتمي supercritical حالت آماده به انفجار ماده اتمي، ترکيب آماده به انفجار اتمي implosion weapon جنگ افزار اتمي حساس قابل انفجار با، تجزيه اتمي shock front جبهه يا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمي warned exposed قابليت آسيب پذيري نيروهاي خودي نسبت به، انفجار اتمي warned protected قابليت حفاظت نيروهاي خودي در مقابل، انفجار اتمي afterwinds باد بعد از انفجار، باد مخالف جهت انفجار اتمي kiloton weapon جنگ افزار يک کيلوتني، جنگ افزار اتمي که قدرت انفجار آن برابر، هزار تن تي ان تي است