دیکشنری فارسی

atomy (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/at´ǝ mē/n., pl.

● (قدیمی)

● ذره، اتم، خردیزه

● موجود ریز، کوتوله

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن