attempted murder
UKətemptidməːdər
معنی فارسی
شروع به قتل عمد
قتل ناتمام
شروع به قتل عمد
قتل ناتمام
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن