دیکشنری فارسی

au naturel

معنی فارسی

بحالت طبيعي ، ساده و بدون چاشني.

معنی کامل و مثال‌ها

/ō nå tü rel´/

● (فرانسه)

● طبیعی، به حالت طبیعی

● لخت، عریان

● خوراکی که به سادگی پخته و آماده می‌شود

تعریف انگلیسی

adjective
  1. completely unclothed “bare bodies” “naked from the waist up” “a nude model”

واژه‌های دیگر با معنی «بحالت طبيعي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن