aucmented معنی فارسی تکميل شده . واژههای دیگر با معنی «تکميل شده .» fosdic film optical sensing device for input to، computers، دستگاه ورودي که توسط اداره آمار بکار end-body = complement، مکمل، ماده اي که بطور عادي در پلاسما وجود داشته ودر