دیکشنری فارسی

audited

UKɔːditid US'ɔdıtıd

معنی فارسی

رسيدگي بازرسي مميزي رسيدگي کردن مميزي کردن

واژه‌های دیگر با معنی «رسيدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن