aulic معنی فارسی درباري واژههای دیگر با معنی «درباري» courtier درباري، نديم poet laureate شاعر درباري، شاعر جايزه دار maid of honour بانوي شوهرنکرده که نديمه ياشاهزاده خانم، هاي ديگرباشد، نديمه درباري minstrel خنياگر، مطرب، قوال