پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
auntie or aunty
معنی کامل و مثالها
/an´tē/n.
●
(خودمانی) عمه، خاله، زنعمو، زندایی
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن