دیکشنری فارسی

aurous

معنی فارسی

طلايي

معنی کامل و مثال‌ها

/ô´rǝs/adj.

● وابسته به یا دارای طلا، زرین

● (شیمی) دارای طلای یک ظرفیتی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or containing or derived from gold “Pertains to noun: gold (for: auric), gold”

واژه‌های دیگر با معنی «طلايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن