دیکشنری فارسی

autograft

معنی فارسی

نسج پيوند شده که از جاي ديگر خود بيمار

به دست آمده است، خود پيوند، اتوگرافت.

معنی کامل و مثال‌ها

/ôt´ō graft´/n.

● (جراحی) نسج (بافت) پیوند شده که از جای دیگر خود بیمار به دست آمده است، خود پیوند، اتوگرافت

تعریف انگلیسی

noun
  1. tissue that is taken from one site and grafted to another site on the same person “skin from his thigh replaced the burned skin on his arms”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن