automatic controller UKɔːtəmætikkɔntroulər معنی فارسی دستگاه فرمان واژههای دیگر با معنی «دستگاه فرمان» controlled stick steering دستگاه فرمان کنترل شده، اهرم فرمان خودکار، دسته دنده خودکار computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپيوتري، دستگاه با فرمان الکترونيکي semimagnetic controller دستگاه فرمان نيم مغناطيسي full-magnetic controller دستگاه فرمان تمام مغناطيسي double click احضار يک فرمان توسط دکمه دستگاه MOUSE