دیکشنری فارسی

automatism

UKɔːtɔmətizəm

معنی فارسی

حرکت خودبخود حرکت غير ارادي جريان کارعادي بدونفکر بطور خودکار حالت خودکاري

معنی کامل و مثال‌ها

/ô täm´ǝ tiz´ǝm/n.

● خودکاری، خودکار بودن

● کردار غیر ارادی، عمل خودبه‌خود و از روی عادت

● (فلسفه) اعتقاد به اینکه بدن انسان و حیوان ماشینی بیش نیست و تابع قوانین فیزیکی است

● (فیزیولژی) عمل مستقل از انگیزه‌های خارجی (مثل خواب‌گردی)، عمل مستقل از اراده (مثل ضربان قلب)، خودانگیزگری

● (روان‌شناسی) عمل از روی عادت و ناخودآگاه (مثل جویدن ناخن)، ناهشیاری

ریشه و کاربرد

ریشه

From the word 'automatic' which comes from Greek 'automatos', meaning 'self-acting'.

مثال

  • Walking is an example of automatism.
  • In some cases, sleepwalking is considered a form of automatism.
  • The artist's work is characterized by a sense of automatism.

ترکیب‌های رایج

criminal automatism psychological automatism artistic automatism

تعریف انگلیسی

noun
  1. any reaction that occurs automatically without conscious thought or reflection (especially the undirected behavior seen in psychomotor epilepsy)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن