automatization معنی فارسی خودکار شدن خودکار کردن خودکاري حرکت غير ارادي حالت خودکار واژههای دیگر با معنی «خودکار شدن» terrain avoidance ممانعت خودکار هواپيما از نزديک شدن به، زمين، اجتناب خودکار هواپيما از برخورد goldie علامت درگير شدن سيستم کنترل پرواز خودکار، و پرتاب بمب خودکار هواپيما با هدف و، انتظار هواپيما براي دريافت فرمان کنترل automation کنترل و هدايت دستگاهي بطور خودکار، دستگاه تنظيمخودکار، خودکار شدن ماشين آلات permissive action link ضامن مسلح شدن جنگ افزار اتمي، ضامن خودکار