ax or axe
معنی کامل و مثالها
/aks/n., pl.
● تبر
he chopped the wood with an ax
او با تبر هیزم را شکست.
● با تبر قطع کردن، تبر زدن
Queen Mary's head was axed off
سر کوئین مری را با تبر زدند.
● قطع کردن، (از خدمت) اخراج کردن، ملغی کردن
the project was axed by the government
دولت طرح را به هم زد.
● تبر زین (battle-ax هم میگویند)
● (امریکا - خودمانی) آلت موسیقی، ساز
* to get the ax
(عامیانه) 1- اعدام شدن (با تبر) 2- (از شغل خود) اخراج شدن
two of the chief executives got the ax
دو نفر از مدیران عامل اخراج شدند (کلک دو نفر از مدیران عامل را کندند).
* to have an ax to grind
(عامیانه) منفعت شخصی داشتن، نظر داشتن، به فکر جیب خود بودن
the judge had no ax to grind
قاضی نظر شخصی نداشت (بی نظر بود).