دیکشنری فارسی

ax or axe

معنی کامل و مثال‌ها

/aks/n., pl.

● تبر

he chopped the wood with an ax

او با تبر هیزم را شکست.

● با تبر قطع کردن، تبر زدن

Queen Mary's head was axed off

سر کوئین مری را با تبر زدند.

● قطع کردن، (از خدمت) اخراج کردن، ملغی کردن

the project was axed by the government

دولت طرح را به هم زد.

● تبر زین (battle-ax هم می‌گویند)

● (امریکا - خودمانی) آلت موسیقی، ساز

* to get the ax

(عامیانه) 1- اعدام شدن (با تبر) 2- (از شغل خود) اخراج شدن

two of the chief executives got the ax

دو نفر از مدیران عامل اخراج شدند (کلک دو نفر از مدیران عامل را کندند).

* to have an ax to grind

(عامیانه) منفعت شخصی داشتن، نظر داشتن، به فکر جیب خود بودن

the judge had no ax to grind

قاضی نظر شخصی نداشت (بی نظر بود).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن