دیکشنری فارسی

axially

معنی فارسی

در جهت محور به سوي محور در خط محور

معنی کامل و مثال‌ها

/ak´sē ǝ lē/adv.

● در جهت محور، به سوی محور، در خط محور

ریشه و کاربرد

ریشه

Axial: from Latin 'axis' (axle); -ly: adverbial suffix

مثال

  • The gears are designed to rotate axially.
  • The force is applied axially to the object.
  • The components are aligned axially.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with respect to an axis “the jet was directed axially toward the cathode” “Derived from adjective: axial”

واژه‌های دیگر با معنی «در جهت محور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن