babel
US'bæbəl
معنی فارسی
برج بابل هرج مرج اغتشاش شلوق بناي شگرف
معنی کامل و مثالها
/bā´bǝl/n.
● (کتاب مقدس) شهر بابل (در سرزمین شینار)
● هر طرح یا نقشهی غیر عملی، کار نشدنی
● (با b کوچک هم میتوان نوشت) هنگامه، غوغا، قیل و قال، همهمه، هیاهو، ولوله، هرج و مرج، اغتشاش، سر و صدای مردم، محل شلوغ و پر سر و صدا
the hall was filled with a babel of voices demanding money
تالار از صدای قیل و قال مردمی که پول میخواستند پر بود.
مترادفها
noun
Confusion, disorder, tumult, din, discord, jargon, clamor, hubbub, pother, hurly burly.