دیکشنری فارسی

bacchic

معنی فارسی

وابسته به باکوس خداي ميگساري و پرستش او،

مستانه و پرهياهو، اواز مستي.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of riotously drunken merrymaking “a night of bacchanalian revelry” “carousing bands of drunken soldiers” “orgiastic festivity”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن