دیکشنری فارسی

back-and-forth

معنی کامل و مثال‌ها

/bak´ǝn fôrth´/adj.

● پس و پیش، به عقب و جلو

the swing went back and forth

تاب به جلو و عقب حرکت می‌کرد.

he went back and forth regularly between Tehran and Paris

او مرتبا بین تهران و پاریس رفت و آمد می‌کرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن