دیکشنری فارسی

backslide

US'bæk'slaıd

معنی فارسی

(از دين) برگشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/-slīd´/vi.

● (به خو یا کار یا عقاید بد) بازگشتن، عدول کردن، پس لغزیدن، (دوباره) به فساد گراییدن

former addicts should be careful not to backslide

معتادان پیشین باید مواظب باشند که دوباره دچار اعتیاد نشوند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. drop to a lower level, as in one's morals or standards “Something ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
Apostatize, fall off, fall away, break faith.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن