دیکشنری فارسی

backswept

معنی فارسی

برگشته بطور مايل واريب.

معنی کامل و مثال‌ها

/-swept´/adj.

● (موی سر) به عقب شانه کرده، عقب زده، (زمین و غیره) شیبدار به سوی عقب

ریشه و کاربرد

ریشه

From the English words 'back' and 'swept', first used in the 19th century.

مثال

  • Her backswept hair gave her a sophisticated look.
  • The backswept wings of the aircraft improve its aerodynamics.
  • The tree had a backswept branch that provided perfect shade.

ترکیب‌های رایج

Backswept hair Backswept wings Backswept branch

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of hair

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن