دیکشنری فارسی

backup or back-up

معنی کامل و مثال‌ها

/-up´/adj., n.

● اضافی، ذخیره، احتیاطی، رزرو، زاپاس

a backup pilot

خلبان احتیاطی

the space capsule has a backup computer

کپسول فضایی دارای یک کامپیوتر زاپاس است.

● ثانوی، پشتیبان، مکمل، تقویتی

backup plans

نقشه‌های ثانوی (کمکی)

we need backup forces

نیاز به نیروهای پشتیبان داریم.

● انباشتگی (به واسطه‌ی گرفتگی)، پس‌افتادگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن