دیکشنری فارسی

backwater

UKbækwɔːtər US'bæk'wɔtə

معنی فارسی

اب پس زده مرداب

معنی کامل و مثال‌ها

/-wôt´ǝr/n., adj.

● آب پشت سد، آب پس زده، آب عقب زده شده (در اثر جزرومد و غیره)، خفتاب

● آب راکد (به ویژه در آبراه یا شاخابه)، لشاب، مرداب، پساب

● (وضعیت یا محل) دچار رکود، دورافتاده، پشت و پسله

a cultural backwater

محلی از نظر فرهنگی راکد (عقب افتاده)

● عقب ماندگی، عقب افتادگی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a body of water that was created by a flood or tide or by being held or forced back by a dam “the bayous and backwaters are breeding grounds for mosquitos”
  2. a place or condition in which no development or progress is occurring “the country is an economic backwater”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن