دیکشنری فارسی

backwoods

UKbækwudz US'bæk'wu:dz

معنی فارسی

اراضي جنگلي دوراز شهر،

جنگلهاي دورافتاده .

جاي دورافتاده و کم جمعيت

وابسته به نواحي جنگلي دور افتاده

معنی کامل و مثال‌ها

/-woodz´/n.pl., adj.

● نواحی جنگلی دوردست (دور از شهر)

● جای دورافتاده و کم جمعیت

● وابسته به نواحی جنگلی دور افتاده (backwood هم می‌گویند)

a backwoodsman

آدم جنگلی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a remote and undeveloped area

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن