دیکشنری فارسی

bad-mouth

معنی کامل و مثال‌ها

/bad´mouth´/vt., vi.

● (امریکا - خودمانی) بد دهنی کردن، خرده گیری کردن، عیب جویی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن