bad-mouth
معنی کامل و مثالها
/bad´mouth´/vt., vi.
● (امریکا - خودمانی) بد دهنی کردن، خرده گیری کردن، عیب جویی کردن
/bad´mouth´/vt., vi.
● (امریکا - خودمانی) بد دهنی کردن، خرده گیری کردن، عیب جویی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن