bade
UKbæd
USbeıd
معنی فارسی
امر کرده پيشنهاد داده فرموده گفته
معنی کامل و مثالها
/bad/vt., vi.
● زمان گذشتهی فعل: bid
I bade them farewell
به آنها بدرود گفتم.
تعریف انگلیسی
noun
- a Chadic language spoken in northern Nigeria