دیکشنری فارسی

baggy

UKbægiː US'bægı

معنی فارسی

کيسه اي شل ول

معنی کامل و مثال‌ها

/bag´ē/adj.

● باد کرده (مثل کیسه‌ی پر)، پف کرده، گل و گشاد

she got out of bed with baggy eyes

با چشمان پف کرده از بستر بلند شد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not fitting closely; hanging loosely “baggy trousers” “a loose-fitting blouse is comfortable in hot weather”

واژه‌های دیگر با معنی «کيسه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن