bail (2)
معنی کامل و مثالها
/bāl/n., vi., vt.
● سطل یا چمچه (برای بیرون ریختن آب از قایق در حال غرق شدن)
● آب بیرون ریختن (از قایق)
the sailors bailed with their helmets
ملوانان با کلاه خودهای خود آب قایق را بیرون ریختند.
● (معمولا با out) آب بیرون ریختن از هر چیز، آب کشیدن از
they bailed out the pool's water
آب حوض را کشیدند.
* bail out
(در شرایط اضطراری) با چتر نجات از هواپیما بیرون پریدن