دیکشنری فارسی

bailie

US'beılı

معنی فارسی

bailiff ، عضوانجمن شهر.

رجوع شود به alderman

رجوع شود به bailiff

معنی کامل و مثال‌ها

/bāl´ē/n.

● (اسکاتلند)

● کارمند ارشد شهرداری

● رجوع شود به: alderman

● رجوع شود به: bailiff

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن