bakkat معنی فارسی به بيرون بيروني (تکواندو) واژههای دیگر با معنی «به بيرون» extroversion برگشتگي به بيرون extrovert برگشتگي به بيرون shift out تغيير مکان به بيرون، انتقال به بيرون whale blow نهنگ ها آب را به بيرون مي دمند ball back ضربه تصادفي با پا به توپ که از مرز بيرون، برود و منتج به تجمع شود (رگبي) dog paddle شناي به پشت با حرکت پا و بدون بيرون آمدن، بازو از آب supra-oclusion = supraclusion، بيرون زدگي دندان نسبت به سطوح جونده ديگر دندانهاي، طبيعي. salient برجسته، نمايان، رو به بيرون jack ring طوق جک، حلقه اي استوانه اي که جهت نصب، لوله جدار يا بيرون کشيدن لوله از خاک به LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)